نیازینه
نیازینه
پرورشی

امور پرورشی چگونه باید باشد؟

امور پرورشی چگونه باید باشد؟

 

 

ارائه ی امور پرورشی به مخاطبین می بایست جذاب باشند منشأ این جذابیت بعد زیبایی شناختی ارائه ی آنهاست، چنانچه توجه به بعد زیبایی شناختی در اجرای امور تربیتی هماهنگ با تحولات و تغییرات اجتماعی و فرهنگی و… مخاطبین صورت پذیرد جذابیت و توسعه ی این امور را بدنبال خواهد داشت. در فرایند های زیبایی شناختی، از دیدگاه تاریخی، عرف، سنتها و مقررات ویژه ای به وجود آمده است که خود هنرمندان و منتقدان هنری مورد بحث قرار می دهند. با تغییر فلسفه ی مسلط اجتماعی و محیط این مقررات و سنتها به چالش کشیده می شوند و هنر مندان فرایند های زیبایی شناختی جدیدی را خلق خواهند نمود.  دراین مقاله ضمن بیان اهمیت و ضرورت توجه به درس هنر به نقش هنر قصه گویی ، هنر نقاشی و خو شنویسی ، رنگ ها، هنر موسیقی و شعر در توسعه فعالیت های  امورتربیتی  پرداخته ایم. به طور کلی رویکردهای آموزشی و پرورشی هنر(پور محمد، 1382) عبارتند از:  شناخت ویژگیهای روحی و روانی- پرورش تفکر منطقی و تفکر منعطف – پرورش خلاقیت – پرورش حس کنجکاوی و جستجو گری – پرورش حس زیباشناشی-(انتقال فرهنگ و مفاهیم اجتماعی، ایجاد و پایه ریزی سنتهای فرهنگی) این رویکرد ها از  اهداف بسیار مهم فعالیتهای تربیتی هم به شمارمی روند. 

   

هنر ، درک هنری ،فعالیتهای امور تربیتی ، انواع هنر


 

  براستی که خداوند زیباست و زیبائیها را دوست دارد. صفات الهی و روح خداوندی در کالبد بنی بشر دمیده شده است و خلقت انسان پرتوی از عظمت و جمالِ اوست.انسان هم زیباست و زیبائیها را دوست دارد. هدف فعالیتهای تربیتی، پرورش انسان برای رسیدن به کمال یا تقرب الهی می باشد. چنانچه این اهداف از پرتو ذات خدا دمیده شده در انسان، آفرینندگی، خلاقیت و حس زِیبایی جویی و … سرچشمه گیرند به عالی ترین فعالیتهای معنوی انسان تبدیل می شوند استعداد هنری و حس زیباِِیی جوِِیی را خداوند در نهاد جانشین خود بر زمین قرار داده است. هنراز بدو خلقت انسان زبان تبادل اندیشه ها و گفتگوی فرهنگها و تمدنهای بشری بوده است و همچنین در ایجاد و پایه ریزی سنتهای فرهنگی جامعه اهمیت اساسی دارد.  

تعاریف مختلف هنر

 صاحبنظران و اندیشمندان در موقعیتها و شرایط متفاوت تعاریف متفاوت از هنر ارائه داده اند با تغییر فلسفه اجتماعی ادراکات متفاوتی از هنر در جامعه شکل می گیرد. هنوز تعریف جامع ، کامل و هماهنگ با تغییرات و تحولات جوامع انسانی از هنر وجود ندارد. تعاریف هنر در شرایط زمانی متفاوت و یا دیدگاههای مختلف(به نقل از محمد پور ،1382 ،ص16-17) عبارتند از:

آیت ا… سید علی خامنه ای:

هر اندیشه ای که در قالب هنر نگنجد ماندگار نیست.

شیلر: هنر دعوتی است به سوی سعادت.

اسکاروایلد: هنر کلید فهم زندگی است.

ویل دورانت: از آنجا که طبیعت توقف می کند، هنر آغاز می شود.

نیما یوشیج:آنچه در هنر اساس زیبایی است، راستی ودرستی است.

ارسطو : هنر تقلیدی از طبیعت است.

 هگل :هنر تجلی روح کامل است.

       :هنر تجلی احساس و اندیشه هنرمند است.

       :هنر کوششی برای ایجاد زیباییست.

       :هنر بیان احساسات و عواطف درونی هنرمند است.

تولستوی: هنر انتقال تجربه شخصی هنرمند وسرایت دادن این احساس به دیگران است.

مگاستا: هنر پدیده ای است اجتماعی و هیچ جامعه ای و لو ابتدایی ترین قبایل، ازهنر غافل نمانده است.

هانری برگسون: هنر صرفاً مشاهده مستقیم تر واقعیت است.

مولی ناگی: هنر ابزار تیز کننده حواس است و چشم ها، مغز واحساسات را تیز می کند.

   هنر  و تربیت

    ارائه ی امور پرورشی به مخاطبین می بایست جذاب باشند منشأ این جذابیت بعد زیبایی شناختی ارائه ی آنهاست، چنانچه توجه به بعد زیبایی شناختی در اجرای امور تربیتی هماهنگ با تحولات و تغییرات اجتماعی و فرهنگی و… مخاطبین صورت پذیرد جذابیت و توسعه ی این امور را بدنبال خواهد داشت. در فرایند های زیبایی شناختی، از دیدگاه تاریخی، عرف، سنتها و مقررات ویژه ای به وجود آمده است که خود هنرمندان و منتقدان هنری مورد بحث قرار می دهند. با تغییر فلسفه ی مسلط اجتماعی و محیط این مقررات و سنتها به چالش کشیده می شوند و هنر مندان فرایند های زیبایی شناختی جدیدی را خلق خواهند نمود.

چون سواد فناورانه هنری در بیشتر مدارس مورد توجه قرار نمی گیرد . ارائه هنر والا و سنتی برای معلمان و دانش آموزان اهمیتی ندارد . هنرهای توده پسندِ هماهنگ با فرهنگ کشور را مناسب ترین شیوه ی هنری برای توسعه و تحول هر فعالیت اجتماعی می باشد .

    هنر یکی از مقوله های جدی فرهنگی هر جامعه ای است و دانشمندان آن را عالی ترین شکل فعالیت معنوی انسان دانسته اند. طبیعی است که وقتی این فعالیت معنوی انسان امکان رشد بیابد در غنا بخشیدن به فرهنگ اجتماعی کاربردی عظیم خواهد داشت. از سوی دیگر ، هنر در رشد ، بالندگی و شکوفایی انسان، در درک و شناخت جهان پیرامون در راه یابی به ژرفای درون آدم ها، در آشنایی با آداب و رسوم و فرهنگ و اعتقادات اقوام گوناگون جهان، در ایجاد فضای تفاهم و همبستگی میان ملل، درتبادل اطلاعات و غیره یازیگری است شایسته وبایسته.(شفیعی ومحمد پور،1383ص12)       

     هنر در فرایند خلاقیت هنری شخصیت را پرورش داده و آنچه را به زبان نمی آید بیان می کند زیرا هنر وسیله بیان خویشتن است و به عنوان صمیمانه ترین زبان احساسات محسوب می شود. زبان هنر، اصیل ترین، خالصترین و رساترین زبانهاست که به کمک آن می توان افراد جامعه را بسوی پیشرفت و تعالی سوق داد. هنر به زندگی تحرک می بخشد و عاملی برای رشد تفکر و ایجاد فلسفه خاصی برای زندگی می شود و در جنبه های مختلف اجتماعی ارزشمند واقع شده وابعاد معنوی وجود انسان را تقویت می کند.

«آشنا کردن دانش آموزان با تجربیات هنری ، تفکرات و اصول بصری ، زیبایی شناسی و تأثیرآن در فرایند یاددهی ، یادگیری در مدرسه ها ضروری می نماید، لذا مربیان باید از طریق هنر دانش آموزان دوره ابتدایی را با میراث گذشتگان و هنرمندان ایرانی آشنا سازند. برنامه های هنری را می توان زمینه ساز ایجاد سواد بصری ، بی تکلفی ، سادگی ، صداقت و ژرف نگری دانست.آموزش هنرهای کاربردی نیز برای کشف توانایی های فردی و احتماعی دانش آموزان در زندگی و تحصیل نقش مهمی ایفا می کند. مربیان تربیتی ، سازنده و تکمیل کننده آموزش های رسمی مدارس هستند . هنربه عنوان ابزار کار ، در دست توانای مربیان ، نقش بسیار چشمگیری ایفا می نماید، که در این مقاله به نقش هنر در فعالیت های تربیتی می پردازیم . تربیت را می توان به هنر تشبیه کرد. هنر دو جزء اساسی دارد . روح هنر همانا احساس هنرمند است که هر قدر غنی تر و بارورتر باشد، به همان اندازه اثر هنری اصیل تر و کامل تر است. تربیت نیز شبیه هنر است و روح این هنر ، وارستگی خود مربی و کمالات معنوی و الهی اوست که اگر این روح در میان نباشد ، به کار بستن تکنیک های تربیتی به تنهایی دردی را دوا نخواهد کرد» . (کریمی . 1387.ص7).

مربیان پرورشی می بایست دوره های ضمن خدمت مربوط به انواع هنررا بگذرانند.آنان با همکاری مدیر و معلمان مدرسه به توسعه ی فعالیت های تربیتی می پردازند.

هنر نقاشی و خوشنویسی در فعالیتهای تربیتی

«یکی از هنرهایی که می تواند در تربیت کودک سهم بسزایی داشته باشد نقاشی است. نقاشی کردن فعالیتی تقریباً غریزی است که در رشد هوشی و ذهنی کودکان و نوجوانان بسیار مؤثر است . بسیاری از پژوهندگان بر این عقیده اند که نقاشی کودک دریچه ای است که بر اندیشه ها و احساسات او گشوده می شود و می توان از نقاشی های او در سنجش شخصیت یا تشخیص نابسامانی های روانشناختی او استفاده کرد و در پی درمان آن ها برآمد. اهمیت نقاشی از این جهت است که به حقیقت ذاتی اشیا از کلمات بسیار نزدیک تراست و درک آن برخلاف نوشتن به کوشش و دقت زیادی نیاز ندارد. به زبان ساده تر ، شکل یک خانه هر قدر هم که بد کشیده شده باشد شباهت بیش تری از کلمه خانه به خانه واقعی دارد و چون کودک برای تجسم بخشیدن به اشیاء در مغزش بیش تر از تصویر واقعی آن ها استفاده می کند، نقاشی می تواند در برقراری ارتباط با دنیای بیرون، نقش مهمی ایفا کند، در این کار سه بخش یعنی دست، چشم و مغز فعالیت دارد.  کودک اندکی که بزرگتر شد متوجه می شود کشیدن نقاشی به او امکان می دهد که اندیشه ها و یا به عبارت  دیگر تأثیر پذیری از خاطرات و فرهنگ محیطش را نشان دهد. او به کمک نقاشی  دلهره های درونی اش را آشکار می سازد وبه این طریق اثر مخرب آن ها راکاهش می دهد . به همین جهت برای رفع بسیاری از مشکلات روحی و روانی دانش آموزان می توان از نقاشی استفاده کرد. در مجموع ، هنر نقاشی با توجه به زبان تصویری و تجسمی خود، کارآیی های بسیاری در امر تعلیم و تربیت دارد که برخی از آن ها بدین شرح است:

الف) کودک از طریق فعالیت نقاشی به شناخت خود و جهان نائل می شود.

ب) کشیدن نقاشی منجر به پرورش تخیل کودک می شود.

ج) از دیگر ویژگی های نقاشی، قابلیت آن در انتقال دانش های کودک است.

د) ایجاد سرگرمی سالم و لذت بخشیدن به کودک از دیگر آثار این هنر است.

ه) شناخت محیط و فضای زندگی از دیگر کارکردهای مهم نقاشی است که کودک آن را به دست می آورد»(سلطانی، 1387 ص12)

 ارزش آهنگ خط در هنر مشرق زمین از هنر خطاطی سرچشمه گرفته است و بعد به طراحی ، سرایت می کند. طراح ایرانی ، ویژگی های شکل (هنر و طراحی) و تغییر آهنگ خط را در رابطه ساختمان اجسام جستجو می کند. خط می تواند به اشکال مختلف ظاهر شود ، ضخیم ، نازک ، باریک ، بلند ، باز ، بسته ، مقطع ، پیوسته ، عمودی ، افقی ، زاویه دار ، مارپیچ ، شکسته ، خمیده ، براق ، مکدر ، شفاف و مات . خط ، به تنهایی توانایی آن را دارد که حالت های بیانی مختلف مانند : غم ، شادی ، عصبانیت ، اطمینان و … داشته باشد.( کریمی . 1387.ص7)

هنر قصه گویی و تأثیرات تربیتی آن

کریمی در مورد نقش قصه و قصه گویی در تربیت می گوید:«قصه گویی ، فرایندی است که هر چند ممکن است در میان همه قشرها انجام گیرد، اما مخاطبان اصلی آن کودکان و نوجوانان اند. در مقابل ، تعلیم و تربیت بچه نیز هدف و برنامه ی اصلی نظام آموزش و پرورش است . به بیانی دیگر، نقش و تأثیر قصه چه به صورت کفتن از حفظ و چه خواندن از روی متن و تصویر باشد ، کاملاً بدیهی و روشن است . استفاده از این شیوه در دوره های پیش دبستانی و دبستانی ، ضروری و از برنامه های کاری معلمان و مربیان است و در دوره های بالاتر جزء فعالیت های ضمنی و ابتکاری بعضی معلمان به شمار می رود. بچه ها باشنیدن هر قصه ، این نکته را احساس می کنند که شایسته تر آن است که بیش از آنچه می گویند ، بشنوند و فبل از سخن گفتن، کمی بیندیشند. وادار سازی دانش آموزان به تفکر و تأمل یکی دیگر از تأثرات شگرف هنر قصه گویی است.»

هنر موسیقی و شعر در فعالیت های امور تربیتی

«ادوات موسیقی های سنتی و معاصر هر کدام به نوعی در تلطیف عواطف دانش آموزان مؤثر  هستند. پرهیز از موسیقی های مبتذل و گرایش دانش آموزان به موسیقی و آوازهای طبیعی و مجاز تأثیرات شگرفی در روح و روان دانش آموزان به جا می گذارد. شعر وادبیات جزء هنر های شنیداری و ذهنی است. همواره طبیعت ، الهام بخش شاعران و هنر مندان و زمینه ی فکری برای سرودن شعر است.

گوش دادن به سرود طبیعت و تمامی جلوه های آن مانند صدای آبشارها و آواز پرندگان ، لحظهی شروع سرایش شعر و منبع الهام شاعر است. از طریق آموزش و فعالیت در زمینه ی پرورش ذوق هنری می توان با استفاده از سرود شعر، دانش آموزان را به سوی (آموزه های دینی) هدایت کرد . موسیقی ، سرود و اشعار گوناگون ابزارهایی هستند که دانش آموزان را با (آموزه های دینی) آشنا می کنند. از عناصر ریتم ، آهنگ و موسیقی در مدارس ، می توان برای آموزش بعضی از دروس ، مثل ریاضی ، بهره جست» .( کریمی . 1387.ص7)

رنگ ها ونقش آن ها در تعلیم و تربیت

«پژوهشگران در رابطه با تأثیر عوامل مختلف در بازدهی و نتایج فرایند تعلیم و تربیت ، مطالعات کسترده ای انجام داده اند و نقش کمی و کیفی عوامل مختلف نرم افزاری مانند: برنامه ریزی ، مدیریت ، نیروی انسانی و همچنین عوامل سخت افزاری مانند : محیط طبیعی ، فضاهای فعالیت و تجهیزات مختلف را شناسایی و ارزیابی کرده اند.

 به نظر« چان کولتز» چگونگی فضاهای آموزشی و پرورشی از عوامل موثر در کارآیی درونی آموزش وپرورش می باشد.در تعلیم و تربیت نوین ، فضای فیزیکی مدارس به عنوان یک عامل زنده و پویا در کیفیت های آموزشی و پرورشی دانش آموزان ، ایفای نقش می کند.

در پژوهش های انجام شده ، عوامل شکل دهنده به فضای فعالیت همچون : اندازه ، تناسب ، نور و رنگ مورد بررسی قرار گرفته است . در میان عوامل فوق ، رنگ نقش مهم و بسزایی در تأثیرات محیطی و در نتیجه میزان و کیفیت فعالیت های آن دارد.

بعضی از رنگ ها مفاهیمی چون : روشنی ، شادمانی و امیدواری داشته و برسلامتی روح و روان آدمی تأثیر بسزایی دارند و گروهی از آن ها ، موجب کسالت ، یاس ، غم و اندوه گردیده و باعث خستگی و افسردگی روح و روان آدمی می شوند.

«هنر ارتل» تأثیرات رنگ محیطی را میان کودکان مدرسه ای در مونیخ مورد مطالعه قرار داد. در این تحقیق رنگ های اصلی مورد مطالعه با تأثیرات مثبت تر ذهنی ، زرد ، زرد متمایل به سبز ، پرتقالی و آبی روشن بود که در چنین شزایطی نمرات بهره هوشی کودکان دوازده نمره افزایش یافت ، در حالی که در محیط های تیره (سیاه ، قهوه ای و …) نمرات بهره ی هوشی کودکان ، کاهش یافت. دریک جمع بندی از مطالعات پژوهشگران در مورد رنگ ، رنگ های روشن و نزدیک به سفید ضمن افزایش فعالیت عمومی بدن ، باعث نشاط ، پیشرفت کار و فعالیت های شغلی ، حرفه ای ، تحصیلی و … می گردد و برعکس ، رنگ های تیره اثر کاهندگی در میزان تحرک داشته ، باعث کم شدن فعالیت و پیشرفت می گردد. رنگ های تیره محیط را تاریک تر و کوچک تر جلوه نشان می دهد در حالی که رنگ های روشن که بزرگ تر جلوه می کنند و محیط را روشن تر و پر نور تر جلوه می دهند». (عبدالحسینی ، 1387.ص10).

اگر نظام تعلیم و تربیت بیان هنری به خود گیرد موفقیتش بیشتر از هر زمان دیگر خواهد بود، وبطور مستقیم یا غیر مستقیم در جنبه های مختلف اسباب رشد را به انسانها هدیه خواهد کرد.(محمد پور،1382،ص18)

    زبان هنر قادر است مؤثرتر از هر وسیله ارتباطی دیگری دانش را نشر دهد. هنرهای تجسمی تجلیات عالی زبان هنری هستند.بنابراین زبان هنر وسیله ای شگفت انگیز برای بر قراری ارتباط میان آدمیان است. یاددهی و یادگیری هنر به پرورش شخصیت انسان می انجامد مهم ترین وسیله برای توسعه فعالیتهای امور تربیتی زبان هنر است با فراگیری این وسیله ارتباطی جهانی، هم می توان پرورش جنبه های مختلف شخصیت انسان را تضمین کرد و چنانچه حس زیبا جویانه و ادراک تصویری در مخاطبان پرورش یافته با شد هنر وسیله ارتباطی است که بصورت مستقیم و غیرمستقیم می تواند شرایط توسعه فعالیتهای امور تربیتی را فراهم نماید. فعالیتهای امور پرورشی در قالب زبان هنر ماندگار خواهند بود. اندیشه ها و ارزشهای بنیادین فعالیتهای پرورشی از پیشیه فرهنگی ما و متناسب با ویژگیهای کنونی جامعه شکل می گیرند و در قالب هنر ماندگار می شوند.

    با در نظر گرفتن گرایش انسان به زیبائیها و میل به کمال در آنان و مطابقت دادن آن با کارکردهای آموزشی و پرورشی هنر، به راحتی می توان دریافت که، انسان چه آگاهانه و چه ناآگاهاه خواستار زیبایی است. هنر در زمینه تعلیم و تربیت و کشف استعدادهای خلاقه دانش آموزان نقش حیاتی داشته و قادر است یک انسان کوچک را به سوی جهان نوآوریها و خلاقیتها رهنمون ساخته و او را با گنجهای گرانبهای فرهنگ و هنر آشنا سازد. (محمدپور،1382ص12-13)  

    زبان هنر و ارتباط بصری و حسی از لحاظ توان، خواه برای آشتی دادن انسان با شناخت خویش و خواه برای بخشیدن موجودیتی یکپارچه به او از معتبر ترین وسایل است، زبان هنر قادر است مؤثرتر از هر وسیله ارتباطی دیگری دانش را نشر دهد. زبان هنر به انسان امکان می دهد که تجربه کند و تجربیاتش را در شکلی قابل مشاهده مستند سازد مثل هنرهای تجسمی که تجلیات عالی زبان هنری هستند. بنابراین زبان هنر وسیله ای شگفت انگیز برای بر قراری ارتباط میان آدمیان است.

انسان در جریان تفکر زیبا شناسانه و فعالیتهای هنری با عواملی چون،تعادل، توازن، هماهنگی، نظم، تشابه، تضاد، و…در گیر است و در این گیرودار سعی می کند آنها را در بهترین وجه ممکن مورد استفاده قرار دهد.

عناصر بوجود آورنده ی آثار هنری تماماً در جهت انسانی کردن زمین و به کمال رساندن انسان مورد توجه هنرمندان است. (محمدپور،1382ص67-68) 

    فعالیتهای هنری ضمن ایجاد فرصتها برای تقویت حس کنجکاوی، تقویت حواس، سیالی ذهن، پرورش دقت و ایجاد اعتماد بنفس و خودباوری و… در کودکان که منجر به دستیابی آنان به مهارتهای هنری می شود، در آموزش سایر مفاهیم آموزشی و پرورشی و دروس دیگر نیز حائز اهمیت است.

بهره گیری از شیوه ها و فعالیت های هنری برای ارائه آموزشها موجب تعمیق یادگیری، کیفیت بخشی به فعالیتهای گروهی و مشارکت جویی و لذتبخش نمودن فرایند یاددهی- یادگیری گردیده و آموزش دروس دیگر را ازسهل ترین روش میسر می سازد.

    نظر سنجی بعمل آمده از معلمان و عالمان تعلیم و تربیت و مسؤولان آموزش و پرورش کشور در سال 1377 به نقل از محمد پور بیانگر نگرش مثبت آنان نسبت به درس هنر و نقش اساسی هنر در تدریس دیگر دروس می باشد.

زبان هنر و اساسی و مؤثرترین روش برای توسعه فعالیت های  امور تربیتی می باشد. ضروریست همه ی مربیان تربیتی و معلمان و دانش آموزان کارگاههای عملی دروس هنر را با موفقیت به پایان برسانند تا به درک هنری و ارتباط تصویری دست یابند و همچنین یادگیری الفبا ی زبان هنر و ادراک هنری لازمه ی توسعه ی هر فعالیتی بوسیله زبان هنر، می باشند.

 

     با تجربه مکاتب مختلف فرهنگی، هنری، علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و با داغ شدن بحث های زیبایی شناختی، فردگرایی، خردگرایی، مفهوم مدرن و مدرنیته، فرم و محتوی و جنبشهای آوانگار در ابعاد گوناگونش، موضوعات متنوع ترگشته و هر روز شکل جدیدی از هنری پدیدار می شود که به نوعی در زندگی افراد حضور یافته و شکل دهنده ادراک معاصر می گردد. (محمدپور،1382ص61-62)

  تنوع گسترده هنر و فعالیتهای هنری پرسشهای سیاستگذاری مهمی را مطرح می کند، درباره اینکه از چه اشکالی از هنر و کدام دسته از هنرمندان باید حمایت کرد؟ چگونه بودجه ای در اختیارشان قرار داد؟ چه نوع هنرها و چه گروهی از هنرمندان باید مورد بی مهری قرار گیرند و به آنها بی توجه بود؟(لس هیود وهمکاران،1380،ترجمه احسانی،ص92)                               

   وظیفه آغازین هنر برقرار کردن ارتباط است با تبادلی فرهنگی، زیبایی شناختی که بین هنرمند به عنوان تولید کننده ، و حضار بعنوان مصرف کننده انجام می گیرد . مدیران هنر ممکن است تلاش کنند موانعی را که در راه درک هنری وجود دارد بردارند تا بتواند در سطح جامعه گسترده تری جلوه گر شود ، عملکرد هنر اهمیت دارد ، به حضار معرفی می کند.    

 برای ترویج تفکراتی که در زندگی بشر نقش منحصربه فردی دارند، باید از مراکز علمی و آموزشی شروع نمود و دانش آموزان را از این موهبت پر ارج(هنر و فعالیتهای هنری) درجهت بالندگی آنان بهره مند ساخت و با استفاده از امکاناتی که درس هنر در اختیار قرار می دهد در جهت تربیت شهروندانی شایسته تر کوشید. (محمدپور،1382ص61-62)

      درک هنری لازمه توسعه فعالیتهای امور تربیتی درمدارس     

 لازمه توسعه فعالیتهای امور تربیتی از طریق هنر، افزایش مهارت مخاطبین در برقراری ارتباط و ادراک بصری می باشد. آموزش هنر که بسیاری از جنبه های شخصیت انسان را در بر می گیرد، باید جدی گرفته شود. نظر دو معلم آمریکایی (به نقل از سر کار آرانی، 1381،ص29) قابل توجه است: “برای دانش آموزان آمریکایی چندان مهم نیست که آهنگی را مشترکاً بیاموزند و آن را اجرا کنند؛ این در حالی است که ما بدون بهره گیری از موسیقی و هنر نمی توانیم فرهنگ و مفاهیم اجتماعی را به کودکان بیاموزیم”

    در ژاپن برنامه درسی ملی وجود دارد ولی حدود یک سوم از ساعات آموزشی مدارس ابتدایی به مو ضوعات غیر آکادمیک چون هنر، موسیقی و تربیت بدنی، خانه داری و فعالیت های ویژه اختصاص دارد.( سر کار آرانی، 1381،ص28)

    درک هنری از تجربه هنری ناشی می شود و باید از  طریق دانش عملی به دست آمده از چنین تجاربی، به شکل گیری آن کمک می شود. درک هنری زمینه فکری و انتقادی است و سبب می شود که افراد توسط آن به قضاوت در مورد ارزش هنری آثار هنری… در ارتباط با زمینه تاریخی و فرهنگی آن آثار و جایگاه واقعی هنر در حیات مردم سرا سر جهان بپردازند.(جان لنکستر،1377،ص12 )

     به نظر می رسد برخی بدون کار هنری قادر به «درک» هنر هستند. چنین امری امکان پذیر نیست و درک و انتقاد آنان نمی تواند واقعی باشد. آیا شخص می تواند درک  کند که رنگ چگونه روی بوم نقاشی نهاده می شود، بی آنکه خود هرگز چنین کاری را تجربه کرده باشد؟ آیا من می توانم احساس یِک فضانورد را به هنگام پا نهادن به سطح کره ماه درک کنم، درحالی که خود هرگز چنین کاری نکرده ام؟ تصور می کنم که نه. (جان لنکستر،1377،ص12 )

       جان لنکستر در تأیید نظر خود نقل می کند که در گزارش بنیاد کالوست گلبنگیان تحت عنوان هنر در مدارس این نکته مورد تأکید قرار گرفته که آموزش «زیبایی شناختی » برای کودکان از اهمیت خاصی برخوردار است. و به این مسأله اشاره می کند که هنر در ایجاد و پایه ریزی سنتهای فرهنگی حائز اهمیت است و کودکانی که تجارب خلاقه هنری دارند، آن را بهتر درک می کنند و برای آن ارزش بیشتری قائل هستند. براستی چنین است؛ زیرا ذوق و خلاقیت هنری برای آنان معنی دارتر خواهد بود. جنبه درک هنری در بر گیرنده پاسخهای عاطفی، حسی و تعقل تجارب هنری خلاق است و زمینه ای است که قدر شناسی از هنروری، صنعتگری و کیفیت طرح را چه در آثار فرهنگی – هنری گذشته و حال مورد تأکید قرار می دهند .

    متأسفانه در کشور ما به آموزش هنر این وسیله شگفت انگیز برای برقراری ارتباط میان انسانها توجهی نمی شود. با برگزاری چند جلسه آموزش هنر برای معلمان، توسط افراد غیر متخصص نمی توان در معلمان و دانش آموزان درک هنری بوجود آورد.

   

 


 

نتیجه گیری

    زبان هنر، اصیل ترین، خالصترین و رساترین زبانهاست که به کمک آن  می توان افراد جامعه را بسوی پیشرفت و تعالی سوق داد. هنر به زندگی تحرک می بخشد و عاملی برای رشد تفکر و ایجاد فلسفه خاصی برای زندگی می شود و در جنبه های مختلف اجتماعی ارزشمند واقع شده و ابعاد معنوی وجود انسان را تقویت می کند.

   گروهی از زبان هنری برای توسعه آموزش و پرورش، تعدادی نیز برای توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و مذهبی… استفاده می نما یند.

ارائه ی امور پرورشی به مخاطبین می بایست جذاب باشند منشأ این جذابیت بعد زیبایی شناختی ارائه ی آنهاست،لازمه توسعه فعالیتهای امور تربیتی از طریق هنر، افزایش مهارت مخاطبین در برقراری ارتباط و ادراک بصری می باشد.

    هنر در ایجاد و پایه ریزی سنتهای فرهنگی حائز اهمیت است و کودکانی که تجارب خلاقه هنری دارند، آن را بهتر درک می کنند و برای آن ارزش بیشتری قائل هستند. براستی چنین است؛ زیرا ذوق و خلاقیت هنری برای آنان معنی دارتر خواهد بود. ضروریست همه ی مربیان تربیتی و معلمان و دانش آموزان کارگاههای عملی هنری را با موفقیت به پایان برسانند تا به درک هنری و ارتباط تصویری دست یابند و همچنین یادگیری الفبا ی زبان هنر و ادراک هنری لازمه ی توسعه ی هر فعالیتی بوسیله زبان هنر، می باشند. چنانچه ما بتوانیم افراد متخصص برای آموزش درس هنر تربیت کنیم خواهیم توانست هم وطننان هنرمند، با ادراک هنری بالا تربیت کنیم برای شکل گیری شخصیت هنری در دانش آموزان می بایست از دوران کودکی مربی آگاه و  که دارای ادراک هنری صحیح از فعالیتهای هنری کودکان  می باشند مسؤو لیت تربیت آنها را بعهده گِیرند تا با بازخوردهای درست موجبات پرورش استعداد هنری آنها را فراهم نمایند.  مربیان تربیتی به عنوان پرچم داران تربیت و اصلاح جامعه باید از هنربه عنوان ابزاری کارآمد در بهبود فعالیت های تربیتی و فرهنگ جامعه استفاده نمایند و از طریق هنر، علوه بر ارشاد دانش آموزان، جامعه را از گزند تهاجم فرهنگی برهانند و به سوی تعالی و رشد سوق دهند. هنر به عنوان مؤثر ترین ابزار در پرورش روح و روان دانش آموزان نقش کلیدی دارد که مربیان نباید از این ابزار غافل بمانند.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *